تبليغاتX
بهار را باور کن
 

دکتر شریعتی: «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود، آن هم به سه دلیل؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم ...

نوشته شده توسط آبی آسمانی

يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند، از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد، زندانی و شکنجه نشود، آلودگي هوا زنده اش بگذارد، زلزله زير آوار لهش نکند و در گودال وسط چهارراه ناپدید نشود، حتماً از خوشحالي خواهد مرد!

نوشته شده توسط آبی آسمانی
 تو
چرا به من شک می کنی 

                                من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو و

                               سرشارم از هوای تو!

نوشته شده توسط آبی آسمانی

باز هم یک دوره جدید ، آدمک های جدید ، یک حس مسخره تکراری و ... دیگر هیچ!

پ ن۱: سه سال گذشت...

پ ن۲: پیشاپیش سال نو مبارک.

نوشته شده توسط آبی آسمانی
 ...
نوشته شده توسط آبی آسمانی |